فصل بيست و پنجم
عصر هسوان تسانگ
(نيمهٴ اول سدهٴ هفتم)
الف. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ هفتم. ب. زمينهٴ ديني. ج. فيلسوفان و حاميان دانش در دنياي لاتيني و بيزانسي، در هند، ژاپن و چين. د. رياضيات چيني و هندي. ه . نجوم بيزانسي، اسلامي، چيني و ژاپني. و. جغرافياي چيني. ز.طب بيزانسي، هندي، چيني و ژاپني. ح. تاريخنويسي بيزانسي، ايراني، چيني و ژاپني. ط. قانون بربري و ژاپني. ي.زبانشناسي عربي، تبتي و چيني.
الف. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ هفتم
1. سدهٴ هفتم را همچون حضيض ضمير انساني ياد كردهاند (هنري هالام1). صفحات آتي نااستواري اين داوري را نشان خواهد داد. همچنانكه بعداً خواهيم ديد، اين درست است كه نيمهٴ دوم اين قرن دورهٴ افسردگي و خستگي موقتي بود، ولي علت عمدهٴ آن به فعاليت فوقالعادهٴ نيمهٴ اول مربوط ميشود. نيمهٴ اول سدهٴ هفتم، دست كم در چهار كشور، عصر طلايي بود -- عربستان، تبت، چين و ژاپن -- مخصوصاً در چين، و اگر ميخواستيم فصول خود را به نام فرمانروايان بزرگ موسوم سازيم، بايستي اين فصل را همچنانكه درخور بود، عصر تئائي تسونگ ميخوانديم.
2. زمينهٴ ديني. شگفتانگيزترين حادثه، مسلماً پيدايش و رشد ناگهاني اسلام بود. هجرت، كه نمايشگر مبدأ حقيقي آن است، در 622 اتفاق افتاد. پيامبر ده سال پس از آن رحلت كرد. زيد بن ثابت اول بار در 633 و بار ديگر در حدود 650 قرآن را تحرير كرد؛ و اين دومين تحرير نهايي قرآن بود. مقارن اين ايام، عربها نه تنها عربستان و شام، بلكه مصر و ايران را هم -- تنها در مدت بيست سال -- گشودند؛ بدينسان دو مركز قديمترين و پيشرفتهترين تمدنها به صورت